تبليغاتX
گیاهپزشک
 

 

مديريت مبارزه با نماتد ها

La Defense Des Plant culeivars

R. Boweg , 1967

Eid: Pagot Leusnnc
 
 
 

مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي كه كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.

روشهاي مبارزه:

الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.

رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:

1- پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.

2- جلوگيري از حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.

3- درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 –60 درجه بالاتر رود).

ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togeten كه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchun روي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.

نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.

ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،‌غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.

د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.

تركيبات نماتدكش:

اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.

اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود. سهراب مهدی زاده

مهمترين تركيبات نماتدكش عبارتند از:

1-DD (Dichloropropame-dichloropropeme)كه مايع تدخيني است.

2- Nemagon (1/2 dibromo-3 chloropropame) كه تدخيني است.

3- B romure demethgle كه خيلي گازي است.

4-Dibromoè tham (Dibromuredethglene) كه فوميگانت است.

5-Vapam

6- Trapex (Isothiocgamatedemethgle)

7- Sulfur decarbon

8- Chloropicrine
 

دوشنبه 1387/05/28 |

 


از لحاظ اقتصادی مهمترین بیماری سیب در شمال شرقی آمریکا ، اروپا،‌آمریکای جنوبی و آسیا است. اولین بار فریز(Fries) در سوئد در 1819 بیماری را توصیف نمود. این بیماری در مناطقی که آب و هوای نیمه خشک دارند کمتر شایع است ولی در مناطقی که بهار خنک و مرطوبی دارند خسارت بیماری شدید بوده و تابیش از 70% به محصول خسارت می زند و اگر با بیماری مبارزه نشود تا 100% خسارت محصول و میزبان قابل پیش بینی است. اساساً خسارت بیماری به دو صورت دیده می شود. الف) کاهش بازار پسندی میوه ها به سبب وجود لکه های سیاه یا تغییر شکل میوه ها ب)نابودی کامل درخت در 3-2 سال متوالی اپیدمی شدید. بیماری لکه سیاه سیب در استانهای شمالی کشور ؛ آذربایجان شرقی و غربی ، ‌خراسان ، گیلان و مازندران ، تهران ، کرج و دماوند و در خوزستان و بروجرد هر ساله خسارت قابل توجهی به بار می آورد.

علائم :

بیماری لکه سیاه سیب به برگ ،دمبرگ ، شکوفه ، کاسبرگ ،‌میوه ، دم میوه و گاهی شاخه و فلس و جوانه حمله می کند. در ابتدای بهار قبل از باز شدن شکوفه ها ،‌اولین جائیکه آلوده می شود کاسبرگهای گل سیب است. کاسبرگها در اثر شدت بیماری در شرایط مساعد محیطی (رطوبت بالا) به رنگ سبز زیتونی درآمده و از این طریق میوه ها و برگهای جوان نیز آلوده می گردند. بارزترین علائم بیماری روی برگها و میوه ها دیده می شود . لکه ها ابتدا در سطح زیرین برگهای جوان مشاهده می شوند و با بازتر شدن برگها هر دو سطح آنها آلوده می گردند. لکه های اولیه، ‌مخملی و به رنگ سبز زیتونی تا قهوه ای و با حاشیه نامشخص می باشند به تدریج حاشیه لکه ها واضح شده و ممکن است چند لکه بهم چسبیده و به رنگ سیاه درآیند . اگر تعداد لکه های روی برگهای جوان زیاد باشد ؛ برگها بدشکل و پیچیده می شوند ( Deformation=Distortion) و معمولاً ریزش (Defoliation) می کنند. روی هر برگ از یک تا چند صد لکه ممکن است وجود داشته باشد. آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از تکامل آن می گردد که این موجب ضعف شدید درخت و حساس شدن آن در برابر آسیبهای زمستانی می گردد. لکه های روی میوه ها در ابتدا مشابه لکه های روی برگهاست. بعداً قهوه ای ، سیاه و چوب پنبه ای می شوند. آلودگیهای زود هنگام به سبب انهدام و مرگ بافتهای مریستمی اطراف لکه ها و توقف رشد این قسمتها روی میوه و از طرفی رشد قسمتهای سالم روی میوه موجب بد شکلی و پیچ خوردگی میوه می گردند. معمولاً این میوه ها ترک خورده و زود می ریزند. لکه های ریز و آلودگیهای اواخر تابستان و اوایل پائیز معمولاً در شرایط انباری گسترش یافته و در انبار و سرد خانه آشکار می گردند. آلودگی دم میوه موجب ریزش میوه قبل از رسیدن آن می گردد.


ادامه مطلب...

دوشنبه 1387/05/28 |

 

 

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .

بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .


اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.


1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .


2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .


3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های فيزيولوژيکی طبيعی در دفاع از بيماري ها می گردد .

شرايط شيوع بيماری:


نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .

تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .


حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .


شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .


ادامه مطلب...

دوشنبه 1387/05/28 |

 

اين بيماري به اسامي مختلفي از جمله ؛ بلايت فوزاريومي سنبله، بلايت سنبله، سفيد شدن سنبله، اسكب گندم (Wheat Scab) ، كپك صورتي يا اسكب صورتي، بيماري Tombstone و بيماري Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاري گرديده است.

 

نشانه‌هاي بيماري

نخستين نشانه آلودگي سنبله‌ها، ايجاد يك لكه كوچك آبسوخته و كم و بيش قهوه‌اي رنگ، در قاعده يا وسط گلوم يا روي محور سنبله است. سپس اين آبسوختگي و بيرنگ شدن از نقطه آلودگي در تمام جهات گسترش مي‌يابد. آلودگي ممكن است فقط سنبلچه‌هاي منفرد يا كل سنبله را در برگيرد. در امتداد لبه گلومها و يا در قاعده سنبلچه‌ها رشد ميسليومي صورتي تا قرمز رنگ به حالت كركي بوضوح ديده مي‌شود. دانه‌هاي گندم سنبلچه‌هاي آلوده اغلب چروكيده، تيره رنگ ، پوك و لاغر مي‌باشند. سنبلچه‌هاي آلوده قبل از بلوغ سفيد رنگ مي‌شوند. در صورتي كه هواي گرم و مرطوب ادامه يابد، سنبلچه‌هاي روي سنبله‌هايي كه زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پريتسيوم‌هاي آبي - سياه، خالدار مي‌شوند


ادامه مطلب...

شنبه 1387/05/26 |

 

در ايران اين بيماري اولين بار در سال 1326 بوسيله اسفندياري گزارش شد. زنگ سياه علاوه بر گندم به جو، يولاف، چاودار و بيش از 75 گونه علفهاي خانواده گندميان نيز حمله مي‌كند.

عامل اين بيماري قارچ Puccinia graminis f.sp.tritici Enks.& Henn. مي‌باشد. اورديوسپورهاي اين قارچ بيشتر روي ساقه غلات برگ گندم تشكيل شده، ولي ممكن است پهنك برگ، پوشه و ريشك‌ها را نيز آلوده كند. جوش‌هاي اورديال پاره شده و بافت اپيدرمي در حاشيه آن قرار مي‌گيرد. جوش‌ها بيضوي كشيده يا دوكي شكل هستند. در اواخر فصل و در مرحله تليوم، تليوسپورهاي سياه رنگ بوجود مي‌آيند. قارچ عامل بيماري زنگ ساقه ، تمام مراحل پنجگانه؛ اسپرماگونيوم، ايسيوم ، اورديال، تليال و بازيديوم را دارا است. دو مرحله اول در سيكل زندگي قارچ، روي ميزبانهاي واسط كه گياه زرشك و چند گونه ماهونيا (Mahonia) است طي مي‌شود. زنگ ساقه در دماي 25 درجه سانتي‌گراد به نحو مطلوب گسترش يافته و در دماهاي كمتر از 15 درجه و بيشتر از 40 درجه سانتي گراد توسعه آن متوقف مي‌شود.

نژادهاي فيزيولوژيك عامل بيماري به شماره‌هاي 21، 34، 40 و 100 تاكنون، شديدترين آلودگي‌ها را در مناطق مختلف كشور ايجاد نموده‌اند. به منظور ارزيابي مقاومت چند ژرم پلاسم گندم نان و گندم دوروم در مقابل زنگ سياه ساقه در اردبيل ، تعداد 6 رقم گندم نان و 5 رقم گندم دوروم از مركز تحقيقات بين‌المللي ايكاردا دريافت و از نظر مقاومت به بيماري زنگ ساقه، مورد بررسي قرار گرفتند. پس از تهيه زمين ، هريكي از ارقام آزمايشي در دو خط يك متري كشت شده و پس از بروز آلودگي در تيرماه (وقتي كه آلودگي در ارقام حساس بخوبي گسترش يافته بود) ارزيابي انجام شد. دراين بررسي همه ارقام همه ارقام تيپ آلودگي R مقاوم نشان داده و شدت آنها بين tR-5R متغير بود (صفوي و همكاران، 1381)

شنبه 1387/05/26 |

 

 

درباره وبلاگ

 

آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي
به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني
 

 

 

موضوعات

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

آمار وبلاگ

 

 

 

چت باكس